امروز سالگرد ازدواج خانوم دکتره خونهء ماست ... هـــــــــــــــــی روزگار ! .. چقدر تند تند گذشت ... حالا همه دعا می کنن ایشاالله سالگرد ازدوج شما ... به نظر من سالگرد ازدواج از خودش خیلی مهم تره ... ازدواج توی اوج شور و هیجان بنا می شه ولی بعد از یه سال زندگی مشترک شاید خیلی مسائل و موضوعات توی زندگی پیش بیاد که قبلآ بهش اونقدرا که باید توجه نمی کردن ... برای همینه که باید سالگرد رویه جور خاص دید که به باقی زندگی و سالگردهای دیگه کمک کنه ... مخصوصآ اینکه برعکس مراسم اصلی یه جشن خصوصی و کوچولو می تونه باشه ... بگذریم که من برای اون مراسم اصلی هم خواب یه شام دو نفره رو دیدم ... الان وقتش نیست وگرنه از این عقاید پست مدرنیتهء من اگه بنویسم به عمق کلاسیکی من پی می برین ... کلاسیکه کلاسیک هم که نه !! .. بیشتر عجیبآ غریبآ منظوره ...
پ . ن : مبارک !
مباركه :)
به من ربطي نداره ها...ولي خوب كلا آدم وقتي مي بينه 2 تا آدم يه سال ديگه تونستن با هم خوب زندگي كنن اميدوار ميشه...مخصوصا تو اين دنياي وبلاگستان كه پر شده از ناله و نفرين به طرفشون... :)
نوشته شد توسط: سجاد | November 17, 2006 12:26 PM
همیشه وقتی به رویاهای عشقولانه فکر می کنی غلط دیکته ای هات زیاد می شن؟:دی
نوشته شد توسط: مرمر | November 17, 2006 12:30 PM
هی...خوب پس کو شیرینی ات؟؟؟:دی
نه مرمر جونم... غلط دیکته ای ها واسه این زیادن که من و تو رو امتحان کنه ببینه حواسمون هست یا نه...خوب شد گفتی وگرنه اونوقت میگفتم حواس مرمر هم به رویاهای عشقولانه است که غلطا رو نگرفته...:دی
نوشته شد توسط: نرگس | November 17, 2006 04:06 PM
اها راستی..چی چی و خواب یه شام دو نفره رو دیدم...پس تکلیف شام ما چی میشه هوووووووووووممممم>؟؟؟؟؟؟:دی :پی
نوشته شد توسط: نرگس | November 17, 2006 04:14 PM
می بینم که دیگه خوب استقبال می کنین از اکتیو کردن کامنت ها .... پس می ذارم باشه : دی ... در مورد غلط غولوط ها هم شما به بزرگی خودتون ببخشید...وقت مرور و ویرایش نبود ... :) ...
نوشته شد توسط: کار بد | November 17, 2006 05:43 PM
مباركه :)
نوشته شد توسط: قاصدك | November 17, 2006 10:31 PM
مباركه
نوشته شد توسط: قاصدك | November 17, 2006 10:32 PM
eeeeeeeeeeee؟؟ نرگس جون؟؟؟کسی حرف از شام و اینا زد؟؟؟اون که تو نبودی احیانا؟؟؟یه چیزایی ته ذهنم مونده! یه چیزایی مثه تولد و....:دی
نوشته شد توسط: مرمر | November 17, 2006 11:07 PM
من نبودم مرمر جون.."این" بود!!!!:دی
(خودش میدونه کی بود!!) :دی
نوشته شد توسط: نرگس | November 17, 2006 11:09 PM
مبارکه :)
باز شدن کامنت دوني رو ميگم
از بس واسه ملت کلاس ميذاريد ببين از باز شدن کامنتها چقدر ذوق ميکنند.
نوشته شد توسط: مهتاب | November 18, 2006 10:24 AM
كامنت دونيت آدمو ديوونه مي كنهههههههههههه:((((((((((((
نوشته شد توسط: قاصدك | November 18, 2006 01:13 PM
اوه اوه ... چقدر شرمنده شدم از کامنت های قاصدک و مهتاب ... فکر می کردم فقط مرمر و نرگس و سجاد اینجا می آن ... قول می دم بعد از کنکور جبران کنم ... سه ماه مونده فقط ... سه ماه و چند روزه دیگه ... یکی بهتر از من بلده ...
برای بار اول که کامنت می ذارین باید اپروو کنم من ... بازم ممنون که به فکر من هستین ...
:)
قربونه همگی !
نوشته شد توسط: کار بد | November 18, 2006 10:12 PM