یه خانوم میانسالی داره اصرار می کنه

یه خانوم میانسالی داره اصرار می کنه به یه دختر سانتیمانتال 20....21 ساله ( به نظر دخترش می آد !!! ) یه چیزی بهش بده ... اما دختره قبول نمی کنه که نمی کنه ... نزدیکتر که می شم خانوم میانسال روش رو برمی گردونه و با یه جعبه خرما می آد به سمت من ... تعارف می کنه ... تشکر می کنم و آرزوی قبولی نذرشون ... حواسم بود که اشتباهی یه چیز بی ربط نگم ... تازه فهمیدم اون دختر از تعارف کردن این جعبه شونه خالی می کرده ... حالا یا چون نذری شبه جمعه س ! یا چون توی جعبه س و توی ظرفه نقره با مغز گردو و پودر نارگیل نیست ... یا شایدم برای اینکه بجای قطاب ، خرماست ... خدا به داد اون بچه هایی برسه که قرار ماها تربیت کنیم ... بگذریم ... توی این فکرا بودم که دیدم دارم خرمای بیچاره رو توی اون سوز و سرما فـــــــــــــــوت می کنم ... لابد فکر کردم چای ه !!! ... می آم خونه و لباس درنیورده و دراوورده می شینم پای تلویزیون ... الحمدا... مثه تمام شب های رحلت و شهادت و امثالهم هیچی نداره ... به یاد اون شب های رحلت دلگیر دوران دبستان و راهنمایی می زنم برنامه کودک ... مجری سیاه پوشیده داره از یه بچه مریم نامی که اونم ماتم گرفته سوالای تکراری می پرسه ... امام صادق در کجا بدنیا آمدند ؟! ... - خانوم مجری یه راهنمایی کنین ! ... - خب ، همون جا که به شهادت رسیدند ... بچه ه با یه شوق و ذوق فراوان و با صدای بلند و محکم توی گوشی تلفن داد می زنه " قبرستان بقیــــــــــــــع " ... :)))))))) ... صدا و سیما هم باید یه سیستم خیلی پیشرفته تر برای این سوتی های کودکانه طراحی کنه تا چشمای خانوم مجری عزادار اینطوری گرد نشه و وا نمونه چی بگه ... جمعه هفته پیش وقتی داشتم از سالن بر می گشتم 5 تا جووووون که انگار از افسر نگهبان یه شب مرخصی گرفته بودن و از پادگان زده بودن بیرون با یه پیکان خوابیده ، سفید یخچالی و تر تمیز دارن توی نیاوورون ویراژ می دن ... حالا ماشینشون که داشت روی زمین کشیده می شد مهم نیست ... توی اون هوای سرد شیشه هاشون رو کشیده بودن پایین و با صدای بلند از نفس هایده مرحوم داغ دلی تازه می کردن ... امشب هم که دارم می رم سالن ... به سرم زده یه CD رایت کنم از آلبوم های هایده و ........ .

پ . ن : اینم برای باز شدن خاطره شما توی این شب جمعه ! ... اگه عکس رو save کنین باعث باز شدن بیشتر خاطرتون هم می شه ... یه تیکه پایین عکس نمی دونم چرا نمی افته ...

پ . ن : پیشنهاد می کنم برای تمام کسایی که اون فیلم رو واسهء زهرا امیرابراهیمی درست کردن حکم سنگسار بدن ! ... تا بلکه یه بار هم که شده از شنیدن سنگسار کسی نرم توی خودم ... خوب شد نرفتم قوه مقننه !! ... وگرنه الان سگ صاحابش رو نمی شناخت .




نظرات

اي.............بالاخره اينجا باز شد يا دوباره 2 روز ديگه بسته ميشه؟

:)) این فوت کردن خرما یکی از اون سوتیها داغ روزگار بود که در این سرما میچسبد ...:)))...اوم... پیکان...سفید... هایده... حالاااااااا!!!!!!
تو انتخابات بعدی حتما شرکت کن...من بهت رای میدم...قول میدم... همین یه رای بسه ها!!!!!:دی

به به پسر بابا! سر قولت موندی پس:دی
عکس من کامل باز شد!کامم شیرین شد:دی

ایشاالله کسی و چیزی دیگه پیش نمی آد که بخواد اینجا بسته بشه ... اما بستگی داره به اینکه شما چقدر استقبال کنین .. !!
: دی









   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org