من و بابا یه اختلاف سنی نسبتآ

من و بابا یه اختلاف سنی نسبتآ زیادی داریم ... حداقل بین بقیه پدر و پسرها یه ذره فاحش تره ... مممم ... حدود 39 سال ... برای همین خیلی از حرف هایی رو که یه پدر 57 ساله به پسره 27...28 سالش می زنه و اون رو راهنمایی می کنه در مورد من وقتی اتفاق افتاد که 18 سالم بود ... یادم می آد اولین سال هایی که وارد جامعه و تعامل های مستقل با مردم شده بودم یه روز در مورد نفس پول و خرج کردن و این موضوعات صحبت کرد باهام ... اینکه پولم رو باید برای نشون دادن احترام و ارزشی که دیگران برام دارن صرف کنم .. نه اینکه با ذهن حسابگر و تحلیلگرم دو دو تا چارتا کنم و هی در حال چرتکه انداختن باشم ... خیلی ها می گن پول شخصیت می آره ... بعضی ها ادای آدمای روشن فکر رو در می آرن و می گن این ما هستیم که به پول شخصیت می دیم ... ولی جفتش اشتباهه ... به نظر من طرز خرج کردن پول در وهله اول برای دیگران و بعد برای خودمون نشون می ده که چقدر شخصیت و جنبه اون میزان پول رو داریم ... منظورم این نیست که با پول می شه احترام خرید و کسی که اونقدر مادیات نداره برای مردم هیچ احترامی نداره ... ولی اگه کسی داشته بشه و ذره ای در وقفش درنگ کنه خیلی راحت می تونه باعث بشه مردم یه به چشم دیگه بهش نگاه کنن ... یاد گرفتم منتظر فرصتی نباشم که بتونم کسی رو خوشحال کنم ... خودم باید اون فرصت رو ایجاد کنم ... با یه کم فکر کردن و اینکه به چی نیاز داره و چطوری می تونم با یه راه حل معقول حداکثر خوشحالیش رو داشته باشم ... وقتی به اصطلاح عام خیلی بچه بودم این ها رو یاد گرفتم و الان بعد از 5 سال ... شما بخون 6 سال ... اینقدر ازش استفاده کردم که می تونم تشخیص بدم اون موقعیات ها کی پیش می آن ... یه کتاب می خوندم راجع به فلسفه مدیریت و رهبری ... یه فصلش در مورد فلسفه زندگی بود ... درمورد نحوه زندگی و محتوای زندگی ... خیلی شبیه هم هستن ولی اصلآ ربطی به هم ندارن ... قسمت اعظم نحوه زندگی همه معلومه ... چی می پوشه ... چی می خوره ... چی سوار می شه ... با کی می گرده ... کجاها می گرده ... اما نحوه زیاد مهم نیست ... محتواست که توی خوشبختی یا بدبختی آدم تعیین کننده س ... یه ذره باید به محتوای زندگیم با دقت بیشتری رسیدگی کنم ... نمی دونم حرفای خنده داری که شنیدم رو بگم یا نه !! ...

پ . ن : شنیدم پشت سرم حرف زدن اگه حسین 30 سالش بود خیلی مورد مناسبی بود ... از لحاظ خانواده و اخلاق و تربیت و طرز فکر ... خواستم بگم اگه من 30 سالم بشه و این تربیت و نگرش و اخلاق رو داشته باشم خودکشی می کنم ... این چیزی که الان دارم برای سن 24 سالگی من خوبه ... شاید برای بقیه 30 سال ... اما به درد 25 سالگی م دیگه نمی خوره ... N برابر موهای سرمون انواع و اقسام آدم ها اطرافمون هست که هر کدوم فکر می کنن دارن زندگی می کنن ... یکیشون من !












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org