توی اخبار شنیدم

توی اخبار شنیدم توی آلمان برای یه قوی به اصطلاح عاشق پیشه که یه قایق پدالی قو شکل رو به عنوان همدم انتخاب کرده بود رو با مشقت فراوان بردن به به محل زمستونیش ... اینطوری که دو نفر نشستن توی قایق و این مسیر و پا زدن تا قو هم دنبالشون بیاد ... جریان اون بچه ترک س که از باباش می پرسه " بابا چرا پرنده ها به جنوب پرواز می کنن ؟!؟ " باباهه کلی فکر می کنه و می گه " فیک کونم واسه اینی کی پیاده خیلی راهه !! " ... حالا داستان این پرنده س که شنا می کنه چون با پرواز خیلی راهه ... البته یه نکته خیلی ریز هم اینجا مستتره ... اونم اینکه این قوی بیچاره به چه روزی افتاده که این رو برای همدمی انتخاب کرده ... از بس توی این دوره زمونه دختر خوب و خانوم کمیاب شده ... اوه اوه ... یادم نبود فمینیستم ... اصلاح می کنم .. از بس توی این دوره زمونه این قوهای ذکور فقیر و بدبختن که هیچ کس بهشون زن نمی ده ... اونا هم می آن قوی عمومی می گیرن ... منظورم قایق قوی عمومی ه ! ... بهرحال هر طوری به قضیه نگاه کنی می شه ازش یه درس و نتیجه اخلاقی گرفت ...

پ . ن : با عرض معذرت از همگی من مجبورم باز سیستم کامنت هام رو بردارم !! ... داستانش مفصله ... همش برمی گرده به عبارت اومدیم ثواب کنیم کباب شدیم ... حالا بماند ... یه کلوم ختم کلوم ...
در غمِ ما روزها بي گاه شد
روزها با سوزها همراه شد
روزها گر رفت گو رو باك نيست
تو بمان اي آن كه چون تو پاك نيست!

چقدر من حال مي كنم با اين دو بيتِ مثنوي....

پ . ن : نه اینور ، نه اونور ... حاجـــــــــــــــــــــی جلوی پاتو نیــــــــگا کن ... !!
پ . ن : بیچاره مامان بزرگ ها و بابابزرگ هامون ... باید چه چیزهایی بببینن ... قدرته خدا !!! ... خدا به ما رحم کناد .












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org