دادن Document پروژه

دادن Document پروژه مثه شکستن آخرین شاخ غول فارق شدن از دوران مهندسی ه ... که اونم امروز شکست ... رفتم دانشگاه ... دریغ از یه تغییر عادی و ساده ... تنها تغییرش تعداد اکثریت قابل توجه دخترا بود ... و البته همه با سن های پایین ... کلاسهای نرم افزار شبیه کلاسهای دبیرستان دخترونه شده بود ... بی خود نیست که برای جنس مونث سهمیه گذاشتن ... و اما بقیه دانشگاه ... همونطوری بی معنی و بی هدف ... مثه دوران دانشجویی خودمون ... همه جا دختر و پسر نشسته بودن و اطراف و اکناف رو می پاییدن ... توی پارکینگ ، دور حوض ، منطقه آفتاب گیره دمه انتشارات ، جزایر قناری ... این جزایر قناری اسمیه که ما به باغچه ها و گل و سنبل های روبرو کتابخونه دادیم ... جزایر بخاطر تیکه تیکه بودن گلکاری ها و قناری بخاطر دختر و پسر هایی که لابلای گل ها و بلبل ها نمی دونم چی کار می کردن !!! ... با این اوصاف شما دوست داری بگو " جزایر بلبل " ... می رم طبقه چهارم ... گروه نرم افزار و سخت افزار که جدید IT هم بهشون اضافه شده ... بازم چراغها خاموشه ... عجیبه همیشه همین یه طبقه باید خاموش باشه !! ... نور از کلاس ها می زنه توی راهرو ... از لابلای هزار تا ادا و اصول و موهای fashion و مانتوهای مد و آرایش های هفت قلم و صداهای دلبرانه رد می شم و می رسم به گروه ... استاد راهنما ، استاد پژوهشی و مدیر گروه پایین عنوان پروژه و cd پروژه رو امضا می کنن ... هر کدومشون هم در وصف و سنای پروژمون که با همه پروژه ها فرق داشته و داره یکی دو بیتی می سرایند و الخلاص ... !!! ... می رم توی پارکینگ ... تا ماشین نگاهم به دور و برمه ... یکی توی کفه اون دخترس ، یکی توی کفه اون یکی دخترس ، یکی دیگه توی کفه ماشین پسر بی ریخت س ، یه بنده خدایی توی کفه خودشه ، بنده خدای دوم توی کفه قر کمرشه ، اون یکی توی کفه رینگ و لاستیک ماشین روبروی ه ، آخرین بنده خدا تو کفه جو صمیمی و دوستانهء مزخرفه پارکینگه ! ... همه با هم پیش بسوی ایرانی آباد !

پ . ن : دانشکده فنی ، دانشگاه آزاد لائیک ! ایالت خودگردان تهران جنوب ...
پ . ن : بذار خوش باشن !!! ... عیبی نداره ... جووونن ... ماکزیمم 4 سال دیگه می فهمن توی جامعه باید چطوری بود .
پ . ن : این دولت ما هم عجب موضوع باز شدن خاطر ما ملت همیشه در صحنه شده !! ... هر چی می خوام نگم مگه می ذارن ... کافیه بشینی پایه تلویزیون !! ... 8:30 تا 9.15 ... اولی بیست و سی ؛ بعدشم اخبار ساعت 21 ... امتحان کنین تا بگم بعد !




نظرات

ولي با همه اين اوصاف دوران دانشگاه يه چيز ديگه است :)

حسين ميدوني بايد يه اعتراف کنم!
من تازه دوزاريم افتاده که تو چه ارتباطي با lost love و بارکد داشتي و داري
چقدر دوزاري من دير افتاده...:(

اااااااا ... .
مگه شما اونا رو می شناسی ؟؟؟ .. هر دوتاشونو ؟؟؟ .. حتی lost love رو ... :)) ..
بازم خوبه شما دوزاریتون افتاده .. ماله من الانم نیافتاده .. شما کدوم یکی از بچه های اون زمان ها هستین ؟؟ ..









   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org