همیشه یه قشری از جامعه

همیشه یه قشری از جامعه باید مورد کم لطفی بقیه قرار بگیره .. زیاد بهشون توجه نمی شه ! ... من اصلآ نمی دونم این چه رسمی ه که برای بالا دیدن خودمون بزنیم توی سر اطرافیانمون ... که اون برن پایین تر و ما بدون یه درجه ترقی برتر دیده بشیم ... من ریاضی بود !! ... همه می دونن بچه های مهندسی خیلی کارشون درسته ! ... ذهنشون قدرت ریاضی و درک و فهم بالایی داره ... مخصوصآ اگه یه رشته مهندسی با کلاسی هم بخونی ... مثلآ الکترونیک ، مکانیک یا کامپیوتر خودمون ... همه سعی می کنن بگن توی دانشگه درسای حفظیشون پایینترین نمره هاشون بوده ... درس اخلاق یا معارف 2 نباید بالاتر از 12 بگیره آدم ... که چی ؟!؟!؟ ... که بگن ما آدمای حفظی و طوطی وار خونی نیستیم ... جاش ریاضی مهندسی یه ضرب با نمره 15 پاس کردیم ... یعنی ذهن ما خیلی قدرت درک و فهم بالایی داره ... حالا که دارم تغییر رشته می دم می بینم چقدر مردم - بالخص مردم ایران - ظاهربین ، کور ، ترسو بخاطر تغییر رنگ با اطرافیان ، کوچک ذهن ، سطحی بین و تموم صفات هم رده با این ها هستن ... ( تمام مملکت ها یه ایرادهایی توی جامعشون دارن ؛ نمی خوام بزنم توی سر مردم ایران ) ... حالا من که از جوامع مهندسی دارم سویچ می کنم به جوامع انسانی دارم می بینم ... همون انسانی هایی که همه می گن فقط حفظ می کنن ، فقط یه کتاب رو می گیرن دستشون رو مثه طوطی هزاربار میخونن ، IQ در حد تیم ملی بچه هاشون چنان شخصیت های محکم و ساخته شدی ایی توی دانشگاه پیدا می کنن که بیا و ببین ! ... با درسایی مثه فقه ، فلسفه ، حقوق مجازات بین الملل ... چرا راه دور ؟ ... همین مدیریت خودمون ... از وقتی برای مبحث مدیریت رفتار سازمانی 4 تا کتاب خوندم ... دیگه دلیل تمام رفتار های فردی و اجتماعی خودم و اطرافیانم رو درک می کنم ... دیگه توی فهمشون دور خودم گیچ و تلوتلو نمی خورم ... علیرضا هم مثه من از مهندسی کامپیوتر نقل مکان کرد به قشر انسانی ... حقوق جزا ! ... میگفت " من که ارشدم و مثلآ مدرک بالاتری دارم وقتی خودم رو مقایسه می کنم با بچه های لیسانی حقوق می بینم انگار ونا چند سال پخته تر هستن " ... می دیدم علیرضا تا از دانشگاه برمی گرده تیپ مردونه و پیرهن و شلوار پارچه ای می پوشه ... پس بگو از چرا !! ... همین جا اعلام می کنم بچه های انسانی ( حداقل مدیریت و حقوق که باهاشون سر و کار دارم ) واقعآ آدم های جالب و شگفت انگیزی برای شناخته شدن و هم صحبتی هستن ... مطمئنآ اگه جز اون دسته از آدم هایی باشین که از هر موقعیتی برای بالا بردن اطلاعات اجتماعی و رفتاری تون استفاده می کنین یکی دوتا وکیل و مدیر دوروورتون باشه ضرر نمی کنین ...


پ . ن : چقدر تعجب کردی !!! ... من نه اسلام گرام ؛ نه ضد استکبار ؛ نه کاری به VOA دارم ؛ نه به انرژی مسلم ... ولی من وطن پرستم ...

پ . ن : به خاطر درخواست های مکرر شما مخاطبین محترمون و محترمات !!! نظرخواهی فعال شد ! ... اما شاید نتونم مرتب بخونمشون ... برداشتن نظرخواهی بخاطر مشکلی بود که پیش اومده بود ... امیدوارم که درس عبرتی بشه برای اهل یقین .




نظرات

اینم برای مرمر ، نرگس ، سجاد ، گلی و بارون ؛ و البته بقیه بچه های خوب ...
بارون که بارکد رو انگار بیشتر از کاربد دوست داشته !!! ... :) ...

ممم .. راستی ... من تا 5 ماه و 5 روز دیگه توی سیستم نظرخواهی خودم موقع آپدیت جدید به حرفاتون برای پست قدیم ، گوش می کنم و جواب می دم ...
لطفآ ، خواهشآ ، التماُسآ من رو از وبگردی معاف کنین ... قربون همگی ... :) ..

امتحان می کنیم ..
یک .. دو .. سه ... فوت .. فوت !!!

من به که شدیدا در حسرت یک حافظه خوب میسوزم و میگدازم، نمیشد منم حافظه حفظ کردنی خوبی داشتم؟؟
تعجب کردم؟؟؟؟ لابد چشمام خیلی عین علامت سوال شده بود، اتفاقا خوشم اومد، بخاطر همون وطن پرستی، من و تو روزای جنگ رو خوب یادمون نمیاد.. یا اگه بیاد اینقدر برامون وحشت همراه نداره... اونی که پسرش یا شوهرش رو تو جنگ از دست داده میفهمه جنگ یعنی چی... میفهمه که برای اهل سیاست و قدرت خون یه جوون و صد تاجوون هم نمیتونه مانع قدرت طلبی اش بشه... بهرحال، من افتخار میکنم که تو یه وطن پرستی :پی

آخ جون!:دی
بازم میز گرد:دی
مرسی که به خواهش های مکرر و ملتمسانه ی ما گوش کردی!
از وبگردی هم معافی!این از من!:دی
رضایتنامه هم بخوای امضا می کنم!

اگه بازم نظرای من نیاد خودم و می کشم!!!!!!!!!!

آخ جون اومد!:دی
هورااااااااااااااا!
بازم میز گرد:دی
من یکی که از وبگردی معافت کردم!رضایتنامه هم بخوای امضا می کنم!:دی

فکر نکنی حالا اینجا رو فعال کردی من هی راه به راه میام برات کامنت میذارمااااااا...گفته باشم... معافت هم نمیکنم... ببین "من" معافت نمیکنم... حالا چی میگی ؟؟؟:دی

:)

اولا که مرد حسابی تو تغییر آدرس میدی، چرا خبر نمیدی؟!! :دی
ثانیا که عیدت مبارک باشه!
ثالثا که شما چرا مهندسین صنایع رو از قلم انداختی؟!!
رابعا چرا نظرخواهی برمیداری پسر؟!!
خامسا یاد قدیما بخیر!

به به مبارکه...به سلامتی :)

بابا وبلاگ بدون کامنت دونی مثل ... بدون ... میمونه
خودتون به دلخواه جای خالی رو پر کنید ؛)

حالا که سیستم و فعال کردی مسکوت مونده اینجا؟!:-"

یه چیز جالب دیدم.اینو نمی گم که بیای بلاگم.می گم که ببینیش!فکر کنم ارزشش و داشته باشه.خیلی لطیفه:)









   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org