جز مزایای آدم به حساب می آد

جز مزایای آدم به حساب می آد که همه باهاش راحت باشن و باهاش احساس صمیمیت کنن یا بدی !؟!؟!؟ ... فرقی هم نمی کنه که چه جنس و چه سن و چه تیپی باشن ... با هر کسی ببینم شخصیت با ارزشی داره ارتباط برقرار می کنم .. البته خب مسلمآ فرق می کنه با کی؟ چطور؟ ... از همون هم صحبتی های اول با آقای ق بهم گفته بود که دختر کوچولوش به علت یه سهل انگاری کادر بیمارستان سه سالی می شه که دچار حمله های تشنجی شده ، اینقدر که هیچ فرمانی از مغزش دیگه صادر نمی شه و داروهای خیلی قوی که یه فیل رو از پا می ندازه برای یه دختر بچه تجویز می کنن ... سرتون رو درد نیارم ... هر هفته توی جریان حال و احوال دخترش بودم ... هیچ وقت نفهمیدم اسمش چی بود ! فرشته کوچولو صداش می زد ... دختری که از چند ماهگی هیچ حسی با دنیای بیرون برقرار نکرده بود ... دیروز سر اذان صبح به قول خودش حکمت خدا جاری شد ... من موندم بعضی ها چقدر قوی فکر می کنن ! ... تا رفتیم طبقه پایین باهاش حرف زدم ... یه سری دلداری هایی که خودش بهتر از من بلد بود ... یه بحثی شروع شد که بعد از جلسه رفتم و خصوصی با استادمون تمومش کردم ... راجع به وضعیت پزشک ها و خلاق ها و توقعاتشون .... و البته غرورشون ! ... من خودم به شخصه غرور یه پزشک رو به هزارتا تکبر جماعت کوچه و بازار ترجیح می دم ... کسی که 13 سال از بهترین سال های عمرش رو صرف علمی کرده که به گستردگی هر سلول ما آدم هاست واقعآ هم جای سپاسگزاری داره ... کسی که باید ایقدر به اعصابش تسلط داشته باشه که کسی که زیر دستش افتاده یه موجد زنده به اسم انسان و خدا بوسیلهء اون داره جونش رو حفظ می کنه باید هم اندازه تحمل تمام فشار عصبی بخواد پول بگیره ... نوش جون تمام عمری که صرف کرده ... تا دلت بخواد می تونیم از کاه کوه بسازیم ... مثلآ اینکه دکترهای ما case های زنده فط (شمایی که دیکته ت خوبه !! درست نوشتم ؟) و فراوون می بینن تقصیری گردنشون نیست ... اگه بخوایم دنبال اشکال بیماری های زیاد ایرانی جماعت بگردیم باید بریم دنبال تغذیه ، آلودگی ، ارث ، اطلاعات عمومی از بیماری ها ، سطح فرهنگ مردم توی بهداشت عمومی ! ... اگه با این وضعیت همین دکتر ها رو هم نداشتیم الان باید می رفتیم لاشه های مردم رو از توی کوچه خیابون جمع می کردیم ... حالا ببینم ! ... این همه جماعت پر ادعا که فکر می کنن همه دارن حقشون رو می خورن و پزشک ها هم سردمدار این بخور بخور هستن پاسخگوی تمام مشکلات و سختی های یه دکتر از وقتی که ترم اول دانشکده علوم پزشکی رو شروع می کنه تا وقتی انترن می شه ، 2 سال می ره مناطق محروم آدمایی رو دوا درمون می کنه که به عمرشون ماشین * ندیدن ، امتحان رزیدنتی می ده ، 4 سال تخصص می خونه ، بعد امتحان فلوشیپ می ده می شه دکتر فوق تخصص ، بعدش امتحان های دوره های مختلف رو می گذرونه که بتونه به نوع خودش بهترین و کاملترین خدمات رو با بالاترین اطلاعات بده حقشه که برای یه آتل بستن 46 تومن بگیره ... همه هم فکر می کنن تمام این پول می ره توی جیب آقای دکتر! نمی دونن برق و آب یه بیمارستان خصوصی هم از همین پول ها تامین می شه ... ببینم ! اگه جای خواهر من ، ساعت سه صبح اون پسر نرفته بود اون معتاد رو از خونریزی شدید سر و صورت نجات بده ؛ الان تا شش ماهه دیگه باید خواهرم می رفت هر هفته تزریق و امتحان HIV می داد که ببینه خونی جهیده توی چشمش ویروس ایدز داشته یا نه ؟! ... بیچاره اون پسر ... خیلی از غرور یه پزشک خوشم می آد ! ... مغروره به دانش و همت خودش ... افتخار می کنه به چیزی که خودش برای خودش بدست اورده ... وگرنه هر کسی می تونه زمین و گاو و گوسفند بابابزرگش رو بفروشه و بیاد توی شهر و بشه شهرنشین و خوش نشین ... رفته بودیم توی خونه دکتر الف ، از دوستای قدیمی بابابزرگ ... پله می خورد و می رفت پایین ... در و دیوار کاشی کاری ژاپنی شده بود با نقاشی هایی از خانوم های کیمونو پوش !!! .... وقتی در چوبی و ریلی رو می کشی جلوت یه باغچه کوچولو با آب نما و حوض و درختای مینیاتوری ظاهر می شه ... همین دکتری که زمان طبابتش بالای سر منشی قسمت نامه افلاطون رو زده بود و پایینش نوشته بود : " مراجعین محترم در صورتی که بخاطر مشکلات مالی قادر به پرداخت حق ویزیت و جراحی نیستند با منشی هماهنگی های لازم رو به عمل بیاورند " ...












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org