برخورد با هر قشری

برخورد با هر قشری از مردم یه رفتار و طرز برخوردی رو می طلبه ... نه ! منظورم دو رویی و چند رنگی نیست ... اینکه با زبون مردم باهاشون مراودات روزانه داشته باشی خیلی فرق می کنه تا اینکه با کسی صاف و روراست نباشی ... مثالش همین حراست ... اگه با خطاب حاج خانوم ازشون خدافظی کنی با چنان تحویلی روبرو می شی که بیا و ببین ... اما کافیه با یه قربانه شما ، شبتون بخیرو اقسامه این جنگولک بازی ها بهشون خسته نباشی بگی سرشون رو هم بلند نمی کنن ... این از این ! ... دومین مورد بازار داغ بحث مهریه توی حاشیه زندگیمه ... انگار جدی جدی باید یه چیزی در مورد مهریه بنویسم ... جالبه توی انگلیسی چیزی به این معنی و مفهوم نیست ... خودشون کلمه mehriah رو به لغاتشون اضافه کردن ... امان از دست از این برنامه های تلویزیون توی ماه رمضون ... یا سریاله یا جشن نیکوکاری و گلریزان ! ... چند سالی می شه ماه رمضون یعنی 4 شبکه سریال ... 1 و 2 و 3 و تهران ... نمی دونم ! نکنه کانال 4 هم سریال علمی گذاشته ؟!؟! ... برنامه های تلویزیون های بیگانه هم که کماکان طبق روال قبل از ماه رمضون سایه شون مستدام ... سوم اینکه دوباره امتحان ارشد برگشت مثه سابق ... حالا بجای اینکه خوشحال باشم ، دمق شدم ... نمی دونم چمه !! .. از هر وری بگیری من رو از اونور می افتم انگار ... خیلی وسوسه می شم در مورد چندتا موضوع اجتماعی بنویسم ... اما فعلآ همین چندخطی هم که می بینی با کلی برنامه ریزی و زدن از بقیه کارام نوشته شده ... نمی دونم چرا اینطوری شدم ... به قول نوید آدم برای هر کاریش انگیزه می خواد !!! ... انگیزه ... برای خودش یه topic خوبه ... اینم رفت قاطی بقیه موضوعات پرداخته نشده ... خدایا شکرت ! ... تا حالا اینقدر از روی برنامه زندگی نگذرونده بودم ... وضعیتی پیدا شده که بیا و ببین ... مثه ساعت داره تیک تاک می کنه ... البته گه ساعت های اتمی صدای تیک تاک دارن ؟!؟! .. ندارن ! ... شما فرض کن دارن ... همش یاد سه ساله پیشم می کنم ... نوشته بودم دلم می خواد این دو سال زودتر بگذره ... فارغ التحصیل بشم و معافیت سربازی هم کاراش راس و ریس بشه ... حالا از اون دو سال یه ساله دیگه هم گذشته ... هر دو تاشون پیش اومدن .. اونم به خیر و خوشی !! حتی موضوعات و تجربیات خیلی مهمتر و ارزشمندتر ... یادم باشه در موردشون بنویسم ... اینم یه مورد دیگه ! ... حالا هوس کردم بگم دلم می خواد زودتر بشه مهر سال 1386 و .... برو تا آخر ! ...

پ . ن : این روزها 2 الی 3 روز از تقویم دیواری اتاق عقبم ... هر روز و هر شب باید نگاش کنم تا یادم بیاد چند شنبه اس و چندمه !!! ... امروز چند شنبه است ؟؟ یادم می آد زوج ه ... همین !












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org