هیچ طولی برای

هیچ طولی برای زندگی نیست ... هر چی هست عمق ه ! ... وقتی هیچ عمقی زندگیمون نداره همون بهتر که طولی هم نداشته باشه ... میگن رودخونه هرچی عمیق تر باشه آروم تره ... تنها دلیلی که وقتی ناراحتم و عصبانی لام تا کام چیزی نمی گم و حرفی نمی زنم ... فوقش سوت بزنم ... رفتم و در مورد افعال معکوس یه سری مطلب خوندم ... هممون ازشون استفاده می کنیم اما اینکه با آگاهی استفاده کنیم خیلی فرق داره ... اتفاقات این روزا باعث شده بیشتر قدر کسی رو بدونم که توی خونه کار می کنه ... حالا می خواد مامان باشه ؛ یا خانومم ! حتی فانی رو ... شایدم خودم رو تا حدی ... باورم شده که کارای خونه سختترین کاراس ... برای همین بیشتر می خوام که در آینده با همسرم توی این کارای کسل کننده و تکراری و واقعا خسته کننده که انرژی آدم رو تمام و کمال می گیره ؛ بیشتر شریک باشم ... خیلی از کارا رو از فرط خستگی نمی تونم انجام بدم ... مثلآ یه هفته س که دارم پیرهن هارو اتو می کنم ... گلایه ای نیست ! ... نه گله ایی و نه شکایتی ... اما امشب رو دیگه حال گرم کردن غذا هم ندارم ... دلم یه نیمرو می خواد ! ... یه تخم مرغ نیمرویی ، دو سه تا سیب زمینی که لاشون کره آب شده ، یه لیوان آب پرتقال ... با نمک و فلفل ... یاده کافه نادری بخیر ... " شاتو بریان " ش حرف نداره ! ... گرسنگی داره فشار می آره و من هر چی می بینم ربطی به شیکم داره ... بهتره زودتر دست بکار بشم ... جای اینکه فکر یه آشپزخونه تمیز ، ظرف های شسته شده ، پیرهن های اتو شده ، ماشین برق افتاده ، لباسی شسته شده و فکرهای همگونشون رو بکنم ، بهتره شروع کنم ... به قول معروف " به تاریکی لعنت نفرست ، یه شمع روشن کن " ... با دراز کشیدن روی تخت و نگاه های بی جون به کتاب HRM انداختن و به قورقور شکم گوش دادن آب و نون نمی شه ...












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org