چیزی ندارم بگم فعلآ ...

چیزی ندارم بگم فعلآ ...
حالم خوبه !! ... شک نکن ..
اما بازم چیزی ندارم بگم ...
برای ناهار برگشتم خونه ... در بازکن ماشین رو طرف در پارکینگ گرفتم تا باز کنم در رو ... ناهارم رو کشیدم ... نوشابه رو توی بشقاب سوپ خوری ریختم ... توی ملی ایندفعه حراست بهم سلام کرد ؛ نمی دونم چی دیدن !! ... دمه در هم کارتم رو نخواست که ببینه ...
حالم خوبه اما نمی دونم این چه صیغه ای ه !!! ... وقتی یکی از اعضای خانوادهء آدم حالش خوب نیست و هیچ کاری هم نمی تونیم براش کنیم همون وقتی که می خوای بدونی علت بودنت چیه ؟!؟!؟؟! ... فلسفهء وجودی اینکه موجودی به اسم تو هست !!
حالم خوبه ... عوضش امروز هر چی خوندم یاد گرفتم ... 4 ساعتی که ذهنم گیرایی 7 ساعت ؛ حتی بیشترش رو داشت ... صبح چشمم رو نبسته بودم که دیدم ساعت شده 4.45 !!! ... یه مسج هم برای آقای (ن) نصفه شبی زدم تا مدیر عامل کارخانجات فرش (....) برای شفاع عاجل من سر نماز صبح دعا کنه ...

پ . ن : چقدر کار برای انجام دادن دارم ... جای شکرش باقیه که شروع کردم و تا یه جاییشون رفتم جلو ...
بی ربط بگم که ... دقت کردین ؟!!؟
اسم خیابون انقلاب ، انقلاب اسلامی ه ...
اسم خیابون جمهوری ، جمهوری اسلامی ه ...
اسم دانشگاه آزاد ، دانشگاه آزاده اسلامی ه ...
این رو دیروز فهمیدم وقتی که روبرو دانشکده معماری آزاد توی انقلاب منتظر تاکسی بودم تا برم جمهوری !












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org