فلسفه بوسیدن در و پیکر

فلسفه بوسیدن در و پیکر جاهای مقدس رو من نمی دونم ؟!؟ ... قبول که تا یه حدی باید احترام گذاشت و توی قداست و متبرک بودن بعضی مکان ها نسبت به بقیه شکی نیست ... اما نمی دونم چرا مثلآ مردم می رن مشهد از دوکیلومتری هر چیزی رو که می بینن می مالن به سر و صورتشون و ماچ و .... الی آخ ! ... دبیرستان که بودیم رفته بودیم بازدید از آستان قدس رضوی !!! ... از موزه و حوزه و بگیر تا کتابخونه و حتی آشپزخونه ... با یکی از بچه ها شرط بستم اگه یه جایی رو ببوسم همه پشت سرم هم تکرار می کنن ... از بس همه عادت کردن به نشون دادن احترام ظاهری و اصلآ حواسشون نیست کجا رو به چه علتی و چه اعتقادی پاک و مقدس می دونن ... نوبت آشپزخونه شد !!! ... آشپزخونه آستان قدس ... جلوتر رفتم و جوری نشون دادم که انگار در آشپزخونه رو بوسیدم ... تا ببینم بقیه چی کار می کنن !! ... ۱۵ نفر از بچه ها و ۲ نفر از معلما هم پشت سرم در آشپزخونه رو که اونقدرا هم تمیز نبود چنان ماچ آبداری کردن که بیا و ببین ... متاسفانه بقیه حواسشون نبود وگرنه اونا با در آشپزخونه خودشون رو بیمه و متبرک می کردن ...

پ . ن : من و محمدرضا بچه های شیطونی نبودیم اصلآ !!!!




نظرات

ah ah fek kon kolli tofie:D...manam in falsafasho nafahmidam hanoooz

این آکبند نگه داشتن چیزی به نام مغز هم بساطی است در این مملکت... میدونی ادم این موقعها خنده اش میگیره اما درست مصداق "خنده تلخ من از گریه غم انگیزتر است "است دی:)

می دونی بعضی عادت ها سنت می شن و مردم هم خودشون رو با سنت ها اروم می کنن یا شاید هم فکر می کنن که آروم کردن.









   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org