تمام زمان آزادم به Enigma گذشت


تمام زمان آزادم به Enigma گذشت ... قرار شده زمانی که به نیم اپسیلون تمرکز نیاز دارم حتی PC رو روشن نکنم ... منم بجای موزیک های Vocal ، آهنگای بی کلام رو بین کارام انتخاب کردم ... 16 سالم که بود اولین بار Dovile بهم Enigma رو معرفی کرد ... برام از لیتوانی (کنار بالتیک ، همسایه لهستان و لیتونی) متن شعرها ، خورده ریزها و Clip هاش رو پست می کرد ... حالا هر وقت Enigma گوش می دم یاد اون دختر 16 سالهء مو طلایی می افتم (البته الان باید 24 ساله ش باشه) که 2 سال کلی نامه رد و بدل کردیم و یاد اون دوران و اون روزگار ... توی فرهنگ اروپا جابجایی خیلی عادی و مرسومه ، پس حتمآ تا حالا هزار بار آدرس هاشون عوض شده ... وگرنه یه خبری از هم صحبت های دوران 15 تا 18 سالگیم می گرفتم ... Anglika که یادم می آد داشت می رفت با دوست پسرش California ؛ یه پسر آلمانی که شبیه نئونازی ها بود ... Anete هم که توی دانمارک زندگی می کرد و برای کلاس بالماسکه رفت فرانسه ... Alex و Arthur هم که بین اتریش و بلژیک و آلمان دائم رفت و آمد می کردن و همش آدرس جدید بهم می دادن ... بین تمام اینا از اون دختر لوس ژاپنی Rieko اصلآ خوشم نیومد ... Bushra هم که توی اتیوپی بود واقعآ پسر جالب و عجیبی بود ... این همه آدم توی مدت سه سال باهم از هزاران کیلومتر وجوه مشترکی داشتیم که الان هیچ کدوم از همدیگه خبری نداریم ... هر کی می گه دنیا کوچیکه دروغه !!! .... دنیا برای آدمایی کوچیکه که کوچیک فکر می کنن ...

پ . ن : فهمیدم چرا یه دفعه یاد اینا افتادم ؛ ژاپن هم بدتر از مفتضحی ما ، باخت ... در عرض 7 دقیقه 3 تا گل خوردن استعداد ماوراء طبیعی می خواست ... زمین چمن فوتبال بازی کردین ؟ اگه 3 تا پاس از وسط زمین بدی عقب و دوباره برگردونی وسط زمین 7 دقیقه تموم شده . بیچاره Rieko ، می تونم مجسم کنم قیافه دیشب ما رو به خودش گرفته ... با اون موهاش که از همون 15 سالگی بدم می اومد از مدلش!












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org