طبق معمول هر شب


طبق معمول هر شب وقتی از زیر دوش می آم بیرون همه خوابیدن ... توی فضای نیمه تاریک و روشن خونه می رم سراغ یخچال و دنبال یه چیز آبکی می گردم ... چیزی بهتر از بطری 2.5 لیتری نوشابه پیدا نمی کنم ؛ تموم آبمیوه ها رو این چند روز تعطیلی تموم کردم ... از زور برنداشتن لیوان خودمو برای سر کشیدن 1 لیتر آخر آماده می کنم ... چراغ کم نور اتاقم رو دوست دارم ... آدم رو بیدار نگه می داره ... ساعت کم کم داره 3.5 می شه و من باید 5 کلهء سحر بزنم برم بیرون ... از اون شبای شده که خواب تا فرسنگ ها دیده نمی شه .... اگه هم دیده بشه وقت پرداختن بهش رو ندارم ... از اون شبایی که نمی خوای آفتاب بزنه ... شایدم نمی خوام با کسی تقسیمش کنم ... مهمونا برگشتن و خونه باز ساکت شد ... بابابزرگ می گفت هر روز توی بیمارستانش 30 تا جراحی می شه که 10 تاش زیبایی ه ... زن دایی هم که فلوشیپ تخصص پوست و زیبایی ؛ یه آماری از کارش می داد که واقعآ آدم به نگرش این مردم شک می کنه ... داشتم فکر می کردم خوشگلی هم خوشگلی های قدیم ... جراحی بینی که عادیه ؛ من جراحی فرم لالهء گوش نشنیده بودم ...

پ . ن : زن دایی sms زد که " حسین جان ممنون بخاطر cd زیبا شیرازی !!! تو ماشینمون جا گذاشتی " .... حالا تمام بدنم درد می کنه .












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org