وقتی شعری می خونم

وقتی شعری می خونم ، بیتا و مصرع هایی که دوسشون دارم رو می نویسم ... : ) .. این یکی دو روزه یه شعر حافظ افتاده روی زبونم و ول کنمون نیست ..
زان یار دلنوازم شکریست با شکایت .... تو کدوم کتاب ادبیات بود ؟!!؟ سوم یا پیش !!
بی مزد بود و منت (.....) در زلف چون کمندش (.....) خون خورد و میپسندی (.....) از گوشهای برون آی (.....) زنهار از این بیابان (.....) ای آفتاب خوبان (.....) این راه را نهایت (.....) هر چند بردی آبم (.....) جور از حبیب خوشتر (.....)
یه کلوم ختم کلوم ... عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ ... قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت .
جالبه آدمها با لهجه های مختلف حرف بزنن و ببینی توی مملکتی زندگی می کنی که هر کی یه گویش و لهجه ای داره .. کاوش که بروجرده و یه لهجه لری یا کردی داره ...هنوزم نمی دونم کدومشه ؟ آخه تا حالا اون ورا دوستی نداشتم که همکارم هم باشه ... امید هم که اهوازه !!! ... جنوبی ها رو تاحالا فقط توی فیلم ها و سریال ها دیده بودم ... رسول و علی هم یه لهجه غلیظ اصفهونی داره .. حامد هم خیلی جالب شیرازی حرف می زنه ، آدم یاد فالوده می افته ، یه سوال ؟!؟؟!؟! حافظ هم لهجه اش اینطوری بوده ؟!؟!
کم کم دارم توی تمام ایران همکارایی پیدا می کنم که به واسطه کارمون کم کم روابط دوستانمون زیاد می شه .. به این می گن یه روابط عمومی افسار گسیخته ..
پ . ن :
از خانه برون رفتم ، مستیم به پیش آمد ...
گفتم ز کجای تو ؟ ، لبخند زد و گفت ای جان ...
نیمیم ز ترکستــــــــــــــــــــــــــــان ، نیمیم ز فرقانه ...
نیمیم ز آب و گل ، نیمیم ز جان و دل ... نیمی لب دریا ، نیمی همه دردانه ...
- یه روزی متن کامل هر دو تا شعر رو می ذارم - آخه به اینم می گن نوشته ؟!؟!؟! برداشتم شعر جوون مردم رو مثه
جیـ ـ ـ ـ ـــــ ـ ـ ـــ ـــ ـــ ـ ــگر زلیخــــــــــا ، تیکه تیکه کردم و گذاشتم اینجا .. دلم خوشه شعر نوشتم.












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org