امسال ، سال نو ندارم


امسال ، سال نو ندارم .. نه شوقش رو دارم .. نه شورش رو .. نه اشتیاق چیدن سفرهء هفت سینش رو .. نه چشم دیدن جوونه زدن درختای توی پیاده روی خونه رو ، حتی ...... کم مونده بود که بگن ماهی قرمز نخرین وگرنه بیماری مهلکی می گیرین .. دیگه به ماهی قرمز سفرهء هفت سین هم ننگ قاتل زده شده ...
مثال ما شده عین همون بیت شعر که " به گل طعنه زدنم من به این ع ش ق که تو فصل بهاری " ... دیگه مسافرت عید هم حرکتی برام نداره .. همیشه از اول اسفند می دونستم تحویل سال کیه !! شبه ، روزه ؟! خونه کی هستیم ؟! کدوم کانال چی داره !؟ الان فقط می دونم امروز چند شنبه است و هنوز این سال نفرین شده نمی خواد تمام بشه ..
روزی بیست چهار بار ، هر ساعت یه بار مامان جان بهم غرغر می کنن که این چه ریخت و قیافه ایی که برای خودت درست کردی !!! .. راست می گن برای هر کاری آدم باید دل و دماغ داشته باشه .. حتی برای یه دوش گرفتن و یه سر و وضعی مرتب کردن .. دو هفته است ، چندتا چک پول افتاده روی میز و منتظره من برم لباس بخرم .. شلوار و پیرهن و کفش و ... باید جدی جدی برم یه لباسی برای خودم بخرم .. عید و مهمونی و اینا که گذشت ..

دیشب رفتیم اون بالا ... توی کوه و کمر خوابیدیم .. تازه می فهمم چرا کسی که داره گیتار یاد می گیره تا یه سال نباید به کسی چیزی بگه !!!!
هر کی نبود جاش خالی .. هر کی بود بازم جاش خالی ... آدم وقتی که می ره اون بالا که نباید بخوابه .. ما هم نخوابیدیم ... منظورم من و محمد و گیتاره ... چقدر خوب یاد گرفتم هر چیزی رو به هر کسی نگم ... شاید بی معرفتی باشه جلوی کسی که ده سال باهاش دوست بودی چیزی به روت نیاری ، اونم وقتی که کوچیکترین جیک و پیک زندگیش رو برات می گه و ازت کمک و همفکری می خواد ... نمی گم چیا خوندیم و چیا زدیم ... تا طلوع خورشید بازم بیدارم موندم ... می گن ارزش بیدار موندن نداره ... طلوع خورشید رو می گم ، که اولین نفر باشی می بینیش .. اما ارزش های زندگی من همیشه برام ارزش هستند ...

پ . ن : تصمیم گرفتم برای نشون دادن احترام هم که شده یه روان نویسی ایی بخرم ... زشته آدم برای کسانی که واسش کادو دادن بی تفاوت باشه حداقل ظاهری ... !!
پ .ن : اگه به کوهنوردی دیشب و امروز صبح ، کارهای خونه رو از ساعت 11 صبح تا 10 شب اضافه کنیم .. منطقآ باید دیگه نایی برام نمونده باشه اما هنوز کلی انرژی دارم ... نه خوابم می آد و نه خستم ... کم کم دارم جون سخت می شم . البته در مواردی خیلی وقته اینطورم .
پ . ن : خوشم اومد .. توی فیلم ماتریکس که بعد از عمری ده دقیقه اش رو برای اولین بار گذری دیدم حرفی زده شد که از اول دبیرستان می زدم ... در مورد خوابیدن .. وقتی می خوابم که باید بخوابم .. آدم وقتی می خوابه عقب می مونه .. می شه گفت وقت آدم رو می گیره !!!


پ . ن : چقدر شکایت دارم توی نوشته هام ..با اینکه شکایت نیست وحکایته ، با این حال دیگه حکایت ممنوع ×× !!!!!!!!!!!!!!!!












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org