یه سال گذشت ...


یه سال گذشت .. از نوشته قبلیم یه سال گذشت .. به لحظه ایی که هیچ علاقه ایی به اومدن نداشتم رسیدم .. تحویل این سال رو می گم .. سال قبل که تحویلش عالی بود و خودش مزخرف .. این تحویل مزخرف امیدوارم که سال عالی باشه واسمون .. یه چیزی بگـــــــــــــــــــــم ؟!؟!؟!؟؟! ...
چطوری بگم !!! ... تحویل سال بی روحتر از این نمی شد ... خدا داره بهم بدجوری بدهکار می شه .. حالم خوبه اما حرف دارم که خوبتر بشم ... این بده که آدم از کسی انتظاری نداشته باشه ؟!؟!؟!؟ واقعآ برام سواله !!!! اینکه انتظار نداشت باشی به فکرت باشن .. نمی خوای کسی بخاطرت اوقات خوشش رو ذره ایی مدخوش کنه ... ای بابا ... انگار دلم مونده لای در .. تاحالا انگشتتون مونده لای در .. یا لای کشوی میز ... چه دردی داره !!! .. همون درد الان افتاده بجونم .. فکر کنم تا آخر امسال تو جونمه ... می گن تحویل سال هر کاری کنی تا آخر سال همون کارو داری می کنی .. خب ... با این تفاسیر من تا آخر سال 85 لای درم ... چقدر دارم غرغر می کنم ... آدم تلخی نیستم !!!! اقتضای تحویل سال اینکه غر بزنم ... به حال خودم خنده ام می گیره ... من توی چه دنیایم و ... . یه اخلاق خیلی بد دارم ... به شدت با خوشی دیگران خوشم ، اونقدر که انگار تمام خوشی های دنیا رو دارم ... نباید اینطوری باشه ... چون واسم کسی اینطور نیست .. حداقل کسی که دلم می خواست باشه !!!

توی این شک نکنین هر کی جای من بود الان یه بلایـــــــــــــی سر خودش می اوورد ...
توی اتاقم موندم ... دارم با این آهنگ نوش آفرین سوت می زنم ... اونم شب اربعین !!!! ... بابا پای notebook دارن با پروژه هاش سر و کله می زنن ... مامان هم پای تلفن با تمام نقاط دنیا در حال رد و بدل کردن تبریکات سال جدید ... منم پای خودم نشستم .
دلم می خواد موبایل رو خاموش کنم تا منتظر message کسی نباشم .. اینقدر msg تبریک از این و اون گرفتم که هر بار با ویبره موبایل ، دلم می لرزه که نکنه اون زودتر از من ................ !!!!

حسین ، احمق نشو !!!! نه احمق شو نه بچه !!! ( دارم کم کم بد حرف می زنم ... به شدت همیشه مراقب بودم وقتی حال خوشی ندارم لبهام رو از هم باز نکنم .. از لام تا کام .. ببخشید اما الانه که بد و بیراه رو بکشم به روزگارم ... آدم روی خودش کنترل نداشته باشه روی کی داشته باشه ؟! )
چه روز این روزگار می خواد برام روزگار بشه خدا هم نمی دونه فکر کنم ...

تو که بچه نبودی ، دلتو خوش نکن ، سوت بزن و به این به ظاهر ، تحویل سال بخند .... : ) .
خودم خوب می دونم باید بشینم و صبر کنم ... یادم می آد اون زمان که می رفتم کلاس غواصی ... زیر آب برای اینکه بتونیم بیشتر دووم بیاریم باید فکرمون رو متمرکز می کردیم روی ضربان قلبمون ... سه دقیقه زیر آب بودن رکورد خیلی عالی بود برای شش های به حجم شش های من .. الانم بهتره برم و تمرکز کنم روی روزگار .. تا روزگار بشه دوباره ..

پ. ن : به شدت حال و روزم دگرگونه !!! این زیرو رو بودن رو تا کی باید با خودم اینور اونور ببرم .. الله اعلم !!!












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org