دبستانم بهترین مدرسه دنیا بود


دبستانم بهترین مدرسه دنیا بود ... می گم چرا !! ... دوتا دبستان بهم چسبیده ، یکی پسرونه و یکی دخترونه ... کلاس سوم بودم ... هفته هایی که عصری بودیم رو خیلی دوست داشتم ... زنگ تفریح آخر ساعت چهار بود ... آخرای پاییز که می شد هوا اون موقع بدجوری سرمه ایی می شد ، مخصوصآ روزای ابری ... می رفتم زیر میز قائم می شدم ... تا انتظامات بیاد و چک کنه کلاس خالیه ... بعدش می رفتم دمه پنجرهء کلاسه اولی ها ، که رو به حیاط خلوت دخترونه باز می شد ... اونور ، توی حیاط خلوت منتظر ایستاده بود ... با دستام تند تند پیچ شل شده پنجره رو می پیچوندم تا پنجره باز بشه ... اینقدر باز و بسته کرده بودمش روون شده بود ... با یه خندهء پر از شوق سلام می کرد ... یه بار نشد بهم نگه : حسین ، اگه ناظمتون ببینه با سیم بلندگو می زنه تو رو ... یا بار نشد بهش نگم : با شاگرد اولا کاری ندارن و خیالشو راحت نکنم ... می پریدم اونور ... می نشستیم با هم میوه هامون رو می خوردیم ... هنوز ظرف میوه هاش یادمه ... یه ظرف صورتی ، با گل های زرد و قرمز ... همیشه میوه های من ترش بود و میوه های اون شیرین ... به شیرینی دوست داشتنش ... گذشت ... ده سال بعد !!!! ... جای تلخ سیم بلندگوهایی که می خوردم سر باز کرد .

پ.ن : ثلث دوم منو هشت بار انتظامات موقع بستن پنجره گرفت و منم هشت بار سر قرآن صبحگاهی روز بعد سیم بلندگو خوردم ... شاگرد اول کل کلاسا بودم اما آدم بشو ، نه !!!! زنگ تفریح آخر که می شد باز می رفتم زیر میز ... چه دنیای بچگیم بزرگ بود .

پ.ن : همیشه می ایستاد کنار سرویس مون ... تا با هم سوار بشیم ... اینطوری کسی توی مینی بوس زیپ کیفش رو نمی تونست باز کنه ... می نشست روی موتور و من جلوش می ایستادم ... کیفم رو نگه می داشت و اینقدر از آیینه راننده صورتشو نگاه می کردم تا سیر بشم ...به این حرف ایمان دارم که برای مرد مورد مورد نیاز و تکیه گاه کسی نبودن مرگ تدریجی ه ... از همون بچگی می خواستم زنده بمونم .

پ.ن : می تونم با اطمینان بگم نوشتن این خاطرات هیچ ربطی به حال و روزم ندارم .. اینقدر گرد زمان روشون نشسته که کسی باور نمی کنه چقدر فکر کردم تا یادم اومد .. ولی نوشتم .. همینجوری !!! .. برای اینکه یه دلیل داشته باشم و آخرش آهـــــــــی بکشم و بگم :" هـــــــــــــــــــــــــــی روزگار !!!! "












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org