دیدی بعضی ها

دیدی بعضی ها چقدر قشنگ
نگاه می کنن !!! ... انگار چشمهاشون دو دونه الماسه که با هر پلک زدنی هزار بار می درخشه

دیدی بعضی ها چقدر قشنگ
حرف می زنن !!! ... انگار توی ذهنشون یه لغت نامهء کامل دارن و بهترین کلمات رو با بهترین جا گذاری ادا می کنن

دیدی بعضی ها چقدر قشنگ
مسئولیت می گیرن !!! ... انگار توی دلشون چیزی به اسم ترس وجود نداره

دیدی بعضی ها چقدر قشنگ
راه می رن !!! ... انگار توی هر قدمشون محکمترین هویت دنیاست

دیدی بعضی ها چقدر قشنگ
می رقصن !!! ... انگار غرق می شن توی موزیک و با نت های موسیقی آهسته آهسته به حرکت در می آن

دیدی بعضی ها چقدر قشنگ
دل می دن !!! ... انگار از اول همه چیز رو برای گریهء آخرش محیا کرده بودن

دیدی بعضی ها چقدر قشنگ
ساکت می شن !!! ... انگار توی عمرشون لب به سخنی باز نکردن

دیدی بعضی ها چقدر قشنگ
گریه می کنن !!! ... انگار فقط اشک از چشمشون می آد و هیچ ناله ایی شنیده نمی شه

دیدی بعضی ها چقدر قشنگ
می خوابن !!! ... انگار بهترین و آروم ترین خواب چهان رو دارن می بینن

دیدی بعضی ها چقدر قشنگ .............................. دیدی

پ.ن
امشب شب جمعه ست ... دیدی بعضی ها شبای جمعه چقدر قشنگ می شن
می خوام از خونه بزنم بیرون ... راه رفتن می خوام ... رقصیدن می خوام ... دل دادن می خوام ... مسئولیت می خوام ... ساکت شدن می خوام ... گریه و ........ 34 ساعته که بیدارم و نمی دونم چرا هنوز انرژی دارم
دارم خودم رو تخلیه انرژی می کنم
الانم می خوام برم سالن همیشگی ( پایین جمشیدیه ) مثه قدیمااا با بچه ها دو ساعتی فوتبال و ......... بلکل چیزی به اسم انرژی نمونه واسم

پ.ن
این لبخند های من ، منو می کشه ... نمی دونم چرا هنوز لبخند می زنم ؟!؟!؟!؟!!!؟!؟

پ.ن
امتحان آمار رو می خوام بدم و برم اصفهان ... نه با اتوبوس و نه با هواپیما ... فرمون رو بگیری و بشینی و توی جاده بری و بری و بری ... امتحانایی که می دونم می افتم رو از یک کیلومتری حس افتادن می کنم ... همچنان همین حس رو برای آمار دارم ... حتی دیگه رغبت نمی کنم لای کتاب آمار رو باز کنم ...












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org