خیلی وقته غر

خیلی وقته غر نزدم .. یعنی غر غر کردنم دیگه چنگی به دل نمی زنه .. شاید کار از غر زدن هم گذشته .. مثله قیافه دیروزم .. نمی دونم چه شکلی بودم .. اما اونم تعریفی نداشته مثه اینکه .. حال و حوصله چند نفر رو بیشتر ندارم .. البته فعلآ .. شاید تعدادشون بیشتر بشه .. خدا رو چه دیدی .. تضمینی نیستش که کمتر نشن !!! .. یه تکونی به خودم بدم بد نیست .. البته از اون تکون هایی که واقعآ اثر داشته باشه .. نه چیزی که فقط یه ذره حال و روزم رو اینور اونور کنه و باز روز از نو و روزی از نو
..
..
..
حالا که فکر می کنم اتفاق بدی هم نیافتاده .. تقریبآ همه چیز همونجوریه که باید باشه .. جز دو سه تا مورد کوچولو .. کارم داره کم کم توی این شرکت جدیدی که رفتم می گیره .. بدم نیست .. پامون به کارخونه ها و شهرک های صنعتی هم باز شد .. هر جا بوی پول بیاد کسایی که مشامشون قدرت تشخیص بالایی داره سروکلشون پیدا می شه .. اینجا هم یکی از اون جاهاس .. فقط نمی دونم این قدرت بویاییم بود که منو کشوند به اینجا .. یه دو در کردن های کلاس آزالکترونیکی یا روابط عمومی بالا .. هر دلیلی که داره مهم اینه که کم کم دارم خودم رو محکم می کنم
..
..
..
خوبم !!!! .. بهترم می شم .. شاید سه هفته یا یک ماه برم اصفهان .. لنگر بخورم و کنگر بندازم .. مشکل محل اقامت که ندارم ، یه خونهء خالی با کلی امکانات رفاهی .. مشکل خورد و خوراک خیلی معضله ( معظله ) .. و یکی هم مشکل دوری از چند نفر

پ.ن
امین و مسیح دیشب اینجا بودن .. نمی خوام بگم به چه نتیجه ایی رسیدم .. اما باید وضعیت خوب الان رو بهتر کنیم .. شاید اینم یه مرحله از کاره .. تغییره تغییرات












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org