ما از داره


ما از داره دنیا یه خواهر داشتیم که اونم دیروز رفت !!! .. البته از اردیبهشت رفته بود ولی دیروز بصورت رسمی رفت .. البته از اردیبهشت رسمی بود اما دیشب روز رفتنش بود
..
..
..
به چندتا نتیجه رسیدم که بجای تعریف کردن تموم ماوقع ، نتایج رو می نویسم

نتایج اخلاقی ، حواشی ، اقتصادی ، منطقی ، عاطفی عروسی

یک . برادر عروس بودن ، اونم تنها برادر و خواهر عروس بودن یه مشکل کوچولو داره .. اونم اینکه همه اسمت رو یاد گرفتن و به عنوان یه آدمی که خرش می ره ازت کمک می خوان .. تقریبآ هر 3 .. 4 دقیقه یه دستور ، فرمایش و در مواقع خیلی ضروری خواهش و درخواست واست صادر می شه

دو . برادر عروس بودن چندتا خوبی هم داره . مثلآ می تونی با کمال پررویی هر جایی که دوست داری بری و هر کاری هم که دوست داری انجام بدی

سه . همکارای بابا بیشتر چیزی که فکرش رو می کردم تحویل گرفتن

چهار . وقتی که در یه روز هشت بار بری فرودگاه و برگردی می فهمی چرا راننده های تاکسی فرودگاه ارث باباشون رو برات فاکتور می کنن . البته وقتی بهترین مسیر رو هم یاد گرفتی دیگه نور علی نور

پنج . می تونی ظرف دسرها و جوجه کباب و بقیه مخلفات رو بیاری سر میز خودت و دوستات . بدون اینکه کسی بهت چپ چپ نگاه کنه هر چقدر دوست داری بخوری

شش . هر جا عروس رفت می تونی بهش بچسبی و هر چقدر دلت می خواد باهاش باشی .. کسی هم بهت هیچی نگه

هفت . می تونی سیصد و هفتاد و دو تا عکس بگیری ازش و کلی عکس هم باهاش باشی

هشت . بهش با پول خودت کلی کادو و طلا و نقره بدی . بدونی جای دوری نمی ره .. از این جیب به اون جیبه

نه . آقای داماد برات توی وزارت امور خارجه و هما و چند جایه دیگه پیشنهاد کار بده

ده . توی چند سری جداگانه بابا ، مامان ، دایی ها ، خاله ، بابابزرگ ، عمو کوچیکه می آن باهات در مورد دوری ازش و مزایای بعدش و اصول زندگی و حقیقت دوست داشتن و اینااااااا حرف می زنن و برات دلایل منطقی و عقلی و عاطفی و .. می آرن

یازده . توی چند روز قبل عروسی تقریبآ با هر کسی ارتباط برقرار می کنی .. از پخش کردن کارت های عروسی تا آپاراتی برای باد کردن بادکنک ها و کارواش و سالن آرایشگاه و ... الی اخ

دوازده . طی چهار روز گذشته من اندازه سه ماه کالری سوزوندم

سیزده . آخرینش هم اینه که همه برای تو نقشه می کشن

پ.ن
درمورد خود عروسی و جزیاتش چیزی نمی تونم بگم .. فقط بهترین عروسیه عمرم بود .. مخصوصآ آخرش .. حالا چرا و برای چی و ایناش بماند .. پدر غم و غصه هم بسوزه

آخرین شبی که پیشم بود تموم شب توی بغلم خوابید .. چقدر آرامش بخش بود ..












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org