خیلی خسته ام


خیلی خسته ام .. بیشتر از چیزی که فکرش رو کنم .. امشب یکی از بهترین شب های خوب بود .. از وقتی کارم رو شروع کردم .. همه چیز عالیه !! .. عالیتر از چیزی که هر روز می بود .. یه فرق اساسی زندگیم کرده

امروز وقتی داشتم می اومدم خونه .. تویه راه یه لحظه فکر کردم .. دیدم کجا می تونستم اینقدر دوستای صمیمی و مهربون .. در عین حال یه کاره جدی و سرگرم کننده پیدا می کردم .. البته باید اعتراف کنم که کار سختیه .. ولی به تمام سختی هاش و مشکلاتش می ارزه

امشب بهتر از چیزی بود که فکر رو می کردم .. خیلی انرژی بخش تر و موثرتر از یه مهمونی .. و البته خیلی دلچسب تر از اون همه شامی که هی خوردیم ... هی خوردیم .. هی خوردیم .. تویه یه مهمونی کسانی که بالا سره میز اصلی وامیستن و از میز سرو دل نمی کنن و نمی شینن توی سالن معلومه که یه چیزیشون می شینه .. ( اصلآ منظورم نیست که می خوان سه چار سری دیگه بخورن )..اصلآ منظورم اون نیست


خلاصه بعد از یه روز کاری از ساعت هفت صبح تا شش بعدازظهر .. یه مهمونیه شش ساعته تنها چیزی بود که می تونست تمامی خستگی های این دو ماهه اخیر رو فراری بده .. تازه کلی هم هندل باشه برای هفته های آینده .. چرا راه دور ؟!؟!؟ از همین فردا بازم کار رو جدی تر و جدی تر شروع می کنیم

اوووووم ... امشب بهترین شب توی سه ماهه اخیر بود . امشب فهمیدم چند نفری رو خیلی بیشتر چیزی که فکرش رو می کردم دوست دارم .. کسانی رو که می دونم بازم از فردا همکارشون هستم .. اما همکاری که با همکار دیروز فرق داره .. یه همکاری که بیشتر براشون احترام قائلم و بیشتر باهاشون راحتم

فردا ... اولین روز از آیندهء من است ...

پ.ن
خدایا شکرت !! .. چقدر خسته ام .. اما شارژه شارژ ...












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org