چیزی به اسمه


چیزی به اسمه ارزش برای وقت دیگران دیگه وجود نداره .. تموم شد .. مرد .. نیست .. از اولش هم نبود .. یه ذره دور و ورت رو نگاه کنی می بینی هر کی به فکره خویشه گرگه به فکره میشه .. نه ... شما بگین .. اینم شد وضعش ؟؟؟

در عرض یه هفته .. دوتا ماشین رو می خوام ببرم صافکاری بدون رنگ .. حالا اگه با رنگ بود همون روز تموم شده بودن .. آقای جناب خبره صافکاری بدون رنگ .. یکیش رو درست کرده .. مونده دومی .. حالا شروع کرده به ناز کردن .. یه روز نیست .. یه روز می گه فردا .. فردا می گه سه ساعت دیگه .. عصرش می گه ببخشید مهندس پس فردا .. خلاصه .. جمع کنم ساعت هایی که توی راه رفت و برگشت بودم و از کارای خودم زدم کلآ یه چیزه درست و حسابی می شه

خلاصه انگار نه انگار که قولی داده و وقتی تعیین شده .. ما هم شدیم تاکسی خطی .. انگار مسیرمون هم از تعمیرگاه طرف رد می شه .. حالا موقعهء تصفیه تمام اینا رو باهاش حساب می کنم .. خلاصه .. یه هفته ایی می شه یه آدمی که زیر کلاس سوم راهنمایی سوات داره ما رو گذاشته سره کار .. صدرحمت به همون کار صافکاری !! .. منم که هر چی کنترل می کنم صدام در نیاد .. تا ببینم فردا چی می شه

پ.ن
غرغر .. غرغر












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org