اینم برای خودش یه مدل عارفانه اس ..
پسرخاله رفته بود مکه ..
یعنی همین یه ماه پیش ..
والا ما که نرفتیم .. ولی کلی عکس مکس انداخته بود ..
حدس بزنین از چی ؟؟!؟!
درسته .. از خانه خدا و ضریح پیامبر و قبرستان بقیع و ...
ولی جدا از اینا ...
از میمون های کوه نور و گربه های تنبل و پروپخش ...
هر کسی که عکسا رو می دید می گفت :
رفتی باغ وحش ؟!
آدم باید همیشه همه چیز رو ببینه !
حتی اونجا اینا رو ...
..
..
..
گفت :
حسین برات کلی دعا کردم .
گفتم :
معلومه .. از وقتی رفتی هر روز هر روز اوضاعم بی ریختتر می شد .
..
..
..
پ.ن. بیشتر از چیزی که اون به خدا کانکت باشه ... دایی باهاش کانکت بود !
این رو با خوندن مسج های گوشی ش فهمیدم . ( فضولی مگه شاخ و دم داره !! )