از خروجی پیچیدیم تو ... شب بود ... یک متر .......... چندتا خانوم ایستاده . یک متر و نیم ........ یه آقا ایستاده بود . دو متر ........ پسر بچه با دراز کشیده کنار جدول . تموم سر و صورت خونی .می شد راحت توی تاریکی خون روی آسفالت رو تشخیص داد . حدود نه ساله بود . اصلآ تکون نمی خورد . جماعت نمی دونم به چی زل زده بودن و کاری نمی کردن . دو متر و نیم ...... چند تا آقای دیگه ایستاده بودن .سه متر جلوتر ....... یه موتور .
سه متر و نیم جلوتر ...... چندتا ماشین پارک شده بود .چهار متر جلوتر ........... چندتا خانوم حرف می زنن ..
دور برگردون تموم شد ...
من هنوز توی دو متر اول گیر کرده بودم .