زندگی هم عجب چیزیه


زندگی هم عجب چیزیه ...خیلی مهیج تر و سرگرم کننده تر از اون چیزیه که فکرش رو کنی ...البته نباید منکر این قضیه هم بشی ... که ممکنه یه دفعه از اون بالا با کله بیای فرقه زمین ...حتی اگه با مخ نیای و پهن نشی حداقل با اون شیرجه ایی که سمت قعر می زنی ممکنه تموم شهامتت آب بشه و خلاصه مجبور بشی خودت رو اساسی و درست و حسابی جمع و جور کنی ...امروز چرا اینجوری بود !؟؟؟!؟!؟!؟!همه چیز طبق برنامه پیش می رفت ...
یعنی هنوزم پیش می ره ... ولی امروز یه جوری بود .....از همون اول هم همینطوری بود ...
دلم بی خودی شور می زد ... واسه یه کلی چیز میز ...بدبختی یکی دوتا که نبود ...اینقدر بهشون مشغول شده بودم که خودمم فهمیدم یه ذره غیره عادی داره می زنه ...تا آخر صدای اهله خونه درومد ...اینقدر تلقین کردن که چی شده ؟!؟!؟چی شده ؟!؟؟!چی شده؟!؟!؟! که آخر خودمم داشت کم کم باورم می شد که نکنه جدی جدی یه چیزی شده باشه ...آخرم رفتم بیرون و قدم زدم ...وگرنه به این زودیا نمی تونستم با خودم کنار بیام که چرا اینجوری شدم ...دلم شور می زنه !!!
نگرانم ... !!!ذهنم مشغوله ... وقتم هم بدتر ...تموم زندگانی لذت بخش تر از همیشه است .. ولی بازم یه چیزی کمه !شاید بخار همینکه دلم کم و بیش شور می زنه ...چقدر توی این پست هی گفتم شور می زنه ٬ شور می زنه ٬ شور می زنه ...مثه پیرزنا ... !

امروز به فواید بلاگ نوشتن پی بردم ..
حالا بعدآ می گم یکی از فایده هاش چیه !!!!!
البته شاید یه سالی طول بکشه ...












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org