اینم از مرداد امسال ..


اینم از مرداد امسال .. نمی دونم چرا اینقدر زود و تندتند تموم شد ..مرداد امسال اونقدرا هم گرم نبود ..سال های قبل تو سره سگ می زدی حاضر نبود ساعت ۱۲ ظهر به بعد بیاد توی خیابون ..ولی امسال بارون هم زد که دیگه عین الیقین مون رو تبدیل کرد به حق الیقین ... !مرداد خوبی بود .. دستش درد نکنه ......با اینکه خیلی روزا از نظر فکری خسته شدم ولی هیچ وقت از خستگی جسمی و روحی دیگه خبری نبود ...خوب بود ...
امیدوارم که مرداد سال دیگه بهتر هم بشه .. البته دیگه برف نیاد ..همون داغ بودن خوبه ...یه جوری که در شان ماه وسطه تابستون باشه ...کلآ خیلی ماه پر باری بود ...چندتا کادو هم رسید که خدا بده برکت !!!!به مناسبت روز پدر هم یه کادوی دیگه هم گرفتم .. اونم چه کادویی ... از چیزی که برای بابا خریده بودم که بهتر !!!! چه تحویلی گرفته بودن ..یا شاید می خواستن من رو جو زده کنن واسه بابا شدن .. :)) ..یعنی برای جوگیر شدن جهت آستین بالا زدن ..خلاصه اولین کادوی روز بابا رو امسال مورخ بیست و هفتم مرداد ماه سال یک هزار و سیصد و هشتاد و چهار دریافت نمی دونم .. ( ‌۵ روز بعد از تولد بیست و سه سالگی ) دوست دارم بنویسم که بمونه ٬ ..... یه ادکلن ..... هوار تومنی !!!شاید وقتی آخرین کادوی روز بابا رو گرفتم برای بوش باز این حوالی بپیچه .....
نمی دونم چرا باز هوس جاده زده به سرم ..
دلم یه مسافرت می خواد...البته یه جایی که تاحالا نرفتم ..
نمی دونم کجـــــــــــــــــا ؟!؟!!
مهم جاش نیست ..
مهم رفتنه ... دل کندنه ...
اصلآ نمی دونم دل کندن از چی ...
این روزا بدجوری وسوسه دل بستن داره تهدید می کنه ...
همچنان آزاد !!!!!!!!!
..
..
..
این روزا مثه بلا نسبت عقل و هوش به باد رفته ها همش یه بیت شعر رو تکرار می کنم ...
شاید آخرین روز مرداد نوشتم ..
امروزم کلی کار دارم ...
سررسید داشتن هم خیلی به درد بخوره هــــــــــــــــــــا ...
همه کارات رو می نویسی که مطمئن باشی تا همشون رو انجام ندادی روز حق نداره تموم بشه ..
حتی اگه ساعت از ۱۲ شب هم بگذره و رسمآ‌ بشه فردا ..
بازم یه بویی می آد ...
بوی دیر کردن ..
برم تا باز مثه دیروز فردا نیومده ... !!!












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org