به یه نتیجه رسیده بودم


به یه نتیجه رسیده بودم .. خیلی وقت پیش ... امروز مسیح هم توی دفتر بهم گفت .
دیدیم اونقدرا هم بد فکر نمی کردم .
نوشتن زندگی آدم ٬ طرز فکرش و خلاصه هر چیزی که فکرش رو کنی به یه چیزی خیلی کمک می کنه ....
اونم اینکه خود آدم خودش رو بهتر می شناسه . همون خودشناسی درس معارف که یه سال مخمون رو گذاشت توی هاون ..... !!!
خب ... الان هم که به عقب بر می گردم می بینم خوب خودم رو شناختم ..

ما آدما .... سه تا چیز توی ذهنمونه ... :‌
رویا ٬ تصاویر ذهنی و اهداف !!!!
..
..
..
رویا بیرون کشیدنی ... باید از توی وجودت بکشی بیرون .
قبولش کنی ... انگیزش کنی ... روش بیاستی ...
رویای آدم تموم چیزایی که آدم لمس می کنه ... هر چیزی که الان شما دارین ...
موبایل ٬ ماشین ٬ کسی که دوسش دارین ٬ حتی چیزایی که لمس کردنی هم نیست .....
یه روزی رویاتون بوده ...
به رویاهاتون نخندین ... نذارین توی حصار واقعیت محدود بشه ... توی حصار واقعیت محدود بشه ...
آدم بدون رویا یعنی مرده ... مردهء‌ مرده ... حتی بدون تحرک !!!
کسی هم که می گه هیچ رویایی ندارد آدم دروغگویی ه ...
یه دروغ زشت !!
..
..
..
واقع بین بودن با محافظه کار نبودن مهمه ! ...
ریسک کن ... جسارت داشته باش ... این جسارت رو توی خودت حفظ کن ...
گفتم که ... زندگی مرد می خواد ... !
مرد ترسو هم اسمش مرد نیست ...
امروز یه روزه دیگس ...
یه روز خوب !
..
..
..
راستی دیشب اومدی اینورا .....‌ !!
بی بهانه ...
فقط من خواب خوب دیدم .
چقدر اینکه آدم خودش رو نگه داره سخته ...
اینکه نگه داری ........... .
می دونم یه روزی می رسه دیگه این ترمز هم ور داشته می شه ..












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org