از کسی که اهل ریسک کردنه خوشم می آد .

از کسی که اهل ریسک کردنه خوشم می آد .
البته ریسک های نه خیلی بلانسبت خرکی و ریسک هایی که بوی حماقت بدن نه شجاعت .
همیشه دلم می خواست توی زندگیم ریسک کنم . مخصوصآ ‌ریسک هایی که احتمال موفقیتشون خیلی بیشتر از شکستشون باشن .

اصولآ هیچ کسی توی زندگیش به یه موفقت درست و حسابی نمی رسه مگه اینکه کاری کنه که یا بقیه به فکرشون نرسیده ... یا اگه رسیده جرات انجامش رو نداشته باشن .
زمانی برای کسب موفقت اساسی مناسبه که بقیه فکر می کنند دیگه هیچ امیدی برای موفق شدن نیست .
معلومه که آدم می تونه از دو راه موفق بشه ...
یا از راه هوش و ذکاوت خودش .. یا از راه ندونستن و جهالت دیگران !
چند روزیه که یه راه کمی تا قسمتی با ریسک اومده جلوی پام ... فکر کنم موقع خوبی باشه که اولیم ریسک جدی زندگیم رو بکنم !
یه کتاب مدیریت ریسک رو داشتم می خوندم. حرفای جالبی زده بود . با اینکه همچین تفننی می خوندمش و فکر نمی کردم حرفاش چنان به درد بخور باشن الان می بینم که اونقدرا هم بی معنی و بی ربط نبودن .
توی اینکه بخوای یه کاری رو انجام بدی یا ندی باید ببینی که اگه موفق می شه چیا بدست می آری و اگه یه راست بری تو سنگ علاوه بر اینکه حسابی می خوره توی ذوقت دیگه چیا از دست می دی ...
فوقش هم اگه باختی شکست نخوردی .. فقط یه راه به موفقیت نرسیدن رو یاد گرفتی !












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org