دقیقآ مثل این اعیال وارها


دقیقآ مثل این اعیال وارها (اعیالوار) شدم .
اونم از این مدلشون که همزمان با کار یه شغل دوم هم دارن ، تازه درس هم میخونن و شبا هم یه چند دوری مسافرکشی می کنند .
مگه هفته چند روزه ؟
هفت روزه …… .
پنج روزش که دانشگاهم . تازه از این پنج روز دو روزش از خروس خونه تا بوق بلانسبت سگه .
سه روز باقیش هم توی ساعت های پرتش یا سر این کارم … یا سر اون یکی کار . اگه هم حال رسیدگی و ور رفتن به هیچ کدومشو نداشته باشم بازم ذهنم خودبخود مشغوله و مخم تعطیل .
شبا هم که یا از دانشگاه نیم جوووون برمی گردم . یا از این شرکت ... یا از اون شرکت .
ماشین ببری یه بدبختیه ... ماشین نبری یه بدبختیه دیگه .
کافیه راننده تاکسیه توی ترافیک گیرت بیاره .. شروع می کنه با یدونه جناب مهندس صحبت رو باز کردن و ول شدنت با خداست ...
یدونه چاله چوله بیافته ماشینش ..... بسم الله ، شروع می کنه .... فحش و بدوبیراه رو می کشه از اون بالای سر رهبر تا نوک ناخن تموم نماینده ها و آقا زاده ها ....
حالا یکی بیاد مجابش کنه برادره من ، عزیز جان من همینطوریش گیجم .... ایشاالله فرصت بعدی مخ ما رو بذار توی فرغون ( فرقون ) .....
حاضری سیصد متر زودتر پیاده بشی تا خودت رو خلاص کنی .

اینقدر توی روز اینور و اونور باید برم که ترجیح می دم یکی دیگه رانندگی کنه تا من . یه کرایه ایی دادن بهتر و راحتتر از تموم دردسرهاشه … تازه اگه از گشتن واسه جای پارک هم بگذریم .
مجموعآ کم کم داره حالم از رانندگی بهم می خوره .... !












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org