- بهترین اتفاق : بعد از دو سال ................. .
- بدترین اتفاق : بعد از دو سال .................. .
- بهترین شب : مراسم شام اختتامیهء کنفرانس پوست و مو و زیبایی توی سالن اجلاس سران .
- بدترین شب : دوشنبه شب اوخر مهر ماه .
- بهترین خواب : بعد از سه ساعت شنا و خشک و بخار و ..... رویه صندلی راحتی کنار استخر نیم ساعت خوابم برد ، بعدش باز شنا و خشک و بخار و ...... .(جای همگی خالی)
- بدترین خواب : همون دوشنبه شب .. اواخر مهرماه ، بعد از خوردن دوتا اگزازپام فقط خوابیدم . (اگه اسمش رو بذارین خواب)
- بهترین روز هفته : یکشنبه .
- بدترین روز هفته : یکشنبه .
- جالبترین درس : مهندسی نرم افزار .
- مزخرف ترین درس : آز فیزیک دو .
- بیشترین دودر : اقتصاد مهندسی (فقط 180 دقیقه سر کلاس بودم) .
- کمترین دودر : مهندسی نرم افزار (هیچی) .
- بهترین امتحان : هوش مصنوعی .
- بدترین امتحان : آز فیزیک یک .
- قشنگترین حس : غرور و جرات .
- بیخودترین حس : دلتنگی .
- عزیز ترین : از ذکر نام شخص مذکور به شدت معذوریم (حتی شما!)
- منفورترین : هیچ کس .
- بهترین خرید : یه کتاب قصهء بچگونه .
- بدترین تو پاچه رفتن : شش کیلو سبزی پلو و آش.(آخه من کجام به سبزی شناس می خوره؟)
- بهترین مغازه : شهر کتاب خیابون نیاوران .
- بدترین مغازه : همون سبزی فروشیه که شش کیلو سبزی کرد تو پاچم.
- بهترین رستوران : یه رستوران هندی ( جاشو نمی گم که شلوغ نشه پرو بشه )
- بدترین سگ پزی : اینم اصلآ نمی گم که نونش آجر نشه .
- بیشترین قبض موبایل : 17 تومن .
- کمترین قبض موبایل : 17 تومن .
- بهترین وقت رانندگی : بعد از امتحان ریز و هوش ، اتوبان صدر هوا برفی ، ترافیک خفن .
- بدترین وقت رانندگی : ساعت نه شب توی ترافیکه سه ساعت و سی و شش دقیقه ایی میرداماد .
- بهترین تفریح : برف بازی ، بام تهران .
- بدترین الافی : یه برنامهء خسته کننده ولی مثلآ تفریحی که فقط کنسرتش رو موندیم و باقی رو به بقیه بخشیدیم ، سالن میلاد . بازم خوب شد مجانی و چتربازی رفته بودیم.
- بهترین کار : مشغول شدن تویه ......... به عنوان برنامه نویسی وب .
- کسل کننده ترین کار : خوندن فرانسه ! (برعکس انگلیسی و اسپانیولی)
- بهترین جای تهران : جمشیدیه . بعد از آخرین پله (ایسگاه ترکمن).
- بدترین جای تهران : خیابون دولت .
- باحالترین تصادف : زیر میدون ونک . شب تاسوعا . یه خانومه جوون با پراید یه پسر رو شوت فرمودن دو متر اونورتر . پسره در کمال خونسردی بلند شد (البته معلوم بود تموم جونش داره از دهنش می زنه بیرون). خانومه گچ شده بود و الکی از درو دیوار معذرت می خواست.(خانوم چشاتو از آک بندی در بیار!)
- دلخراش ترین تصادف : برگشت از دانشگاه . اتوبان بابایی . ۲۰۶ زده بود به گارد ریل . گارد ریل دل و رودهء پسره رو ریخت بود بیرون . دوتا دخترا توی ۲۰۶ شک بودن .(بنده خدا پسره جو گیر شده بوده.. . آخه عزیز جان وقتی خانوم کنارت نشسته که باید آروم تر بری تا اینکه بگازی!)
زدم کنار .... هلیکوپتر اومد کمک کنه خلبانش با این نشستنش گند زد . حتی نتونست جسد پسر رو ببره (برای سلامتی رانندهء هلیکوپتر صلوات سوم رو بلندتر بفرست!)
- بهترین سایت : همون سایتی که فرستادیم بالا !
- بی خودترین سایت : سایت یکی از استادا .
- بهترین مجله یا کتاب : Reader's Digest Magazine.
- بدترین مجله یا کتاب : یه کتاب مزخرف که توی شهر کتابه خیابونه نیاوران ورق زدم .(نخریدم..اسمشو هم نمی گم) .
- بهترین موزیک : گم می شم تو معنی تو ، معنی تازه می گیرم .(فرهاد)
- بدترین موزیک : هیچی !
- بهترین فیلم : افراد بالای 18 سال بخونن .
- بدترین فیلم : افراد زیر 18 سال نخونن . (شوخی بود . بی خود خیالات نکنین ، شب خواب بد می بینین)
- بهترین چیزی که بیشتر یاد گرفتم : جاوا .
- بدترین چیزی که بیشتر یاد گرفتم : دروغ نگم !
- بهترین نتیجه : اراده ام نسبت به پارسال پیشرفت کرده .
- بدترین نتیجه : حرفای بچه ها در مورد موضوعی درست بود . (متاسفانه!!!)
- بهترین خبر : زنده ام ! شکرت .
- بدترین خبر : هنوز زنده ام .بازم شکرت !
حالا از این همه خوب و بد و بهتر و قشنگ و مزخرف و بیشتر و جالب و عزیزترین کدومش رو تعریف کنم.....؟!؟!اینم از خبرای این مدت که نبودم.این ریش و این قیچی