غروب جمعه اس


غروب جمعه اس(۷/۱۲/۸۳). عجیبه !‌ اصلآ دلم نگرفته.تازگیا دلم کم می گیره.

حالم خوبه.حال و حوصله ام سر جاشه.تازه یه دوش گرفتم و سر و صورت ردیفه.شارژه شارژم.نمودارم بالای بالاست.تموم واحدهای این ترم بخوبی و خوشی شرشون کم شده اجمعین.اون نه یکی ..نه دوتا..بیست و یکی.پیشرفتم تو Java و J2EE عالیه.(بزنم به تخته!!)
هوا دیگه از اون حال و هوای زمستونی داره کم کمک در می آد.
خونه خیلی ساکته ! البته اونقدر نیستش که بتونه حالم رو بکنه تو قوطی..
بدون اینکه برم توی حال و پذیرایی می شه حدس زد چی می بینم .
مثل اکثر وقتا بابا جان نشستن روی صندلی مخصوص مطالعشون و یه کتاب دستشون و ......
بقیه اهل خونه هم که دو سه ساعتی می شه رفتن خونه عمو واسهء ....... .

خیلی وقته نرفتم اون بالا ...
سوئیچ و کیف پول و الباقی متعلقات رو از رو میزم ور می دارم . pc رو خاموش می کنم و چراغا رو پشت سرم.
با صدای زنگوله دسته کلیدم بابا جان سرشون رو از کتاب بلند می کنن.
ــ جایی می ری؟
ــ بله بابا جان . می رم جمشیدیه !
ــ با کی ؟
ــ‌ فعلآ تنها . شاید به جندتا از دوستام هم زنگ زدم برم دنبالشون .
ــ آروم برو.
ــ چشم . فعلآ خدافظ.
به چند نفری تو راه زنگ می زنم . هیچکدومشون حاله خوشه منو نداره !


پشت اولین چراغ قرمز هوس خریدن یه شاخه مریم می کنم.همینطوری! فقط واسه بوش.
چندتا از این گل فروشا از لابلای ماشینا رد می شن.معلومه دارن تو ماشینا رو نگاه می کنن ببینن جو کدوم ماشین برای گل فروختن بهتره !
هیچ کدومشون رغبت نمی کنن بیان طرف یه ماشین که یه پسر تنها توشه.
اما من هنوز حالم خوبه .. حتی بدون بوی گل مریم ...
چراغ سبز می شه...تموم شیشه ها رو می دم بالا..به همون اندازه صدای......


تو مثه یه اتفاقی که می خواد یه روز بیافته
مثه اون شعر تری که هیچ کسی هنوز نگفته
مثه قاب عکس زردی که نشسته روی دیوار
مثه اشکایی که آرووووم می چکن رو سیم گیتــــــار .. رو سیم گیتار .
دست تو حسیه مثله چیدن سیبای قرمز
مثه سینه ریزی که روش می نویسم
بی تو هرگز.....هرگز....هرگز.....












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org