خب ترم آخر هم

خب ... ترم آخر هم شروع شد . همیشه ترمای دوم زودتر از ترمای اول تموم می شن..پس دیگه این ترم هم تموم و ما شدیم آقای مهندس .
امتحان فوق بد نبود.بهتر می تونست باشه .
ولی اگه کلام رو قاضی کنم می بینم که از سرم هم زیاد بود .
اصلآ‌ انتظار نداشتم چهارتا تا از درسای اونطوری بزنم .
با اون همه واحد سنگین و پروژه های داخل و خارج دانشگاه عمرآ اگه می تونستم بیشتر بخونم.
ولی سال بعد دیگه می ترکونم.هم دانشگاه تموم شده و هم کارای معافیت سربازی . مهمتر از همه یه سال بزرگتر شدم.

بیشتر از هر چیزی دارم روز شماری می کنم واسه تموم شدن این ترم آخر و خلاص .... خلاص از همه چیز و همه کس .
روزایی که نیستش دلم تنگ می شه و روزایی که هستش دلم تنگتر ...
اینم یه دورانیه از زندگانی ما .. خوب یا بد .. خوشیم که می گذره !
به کسی نمی گم که دوباره دارم می نویسم تا مدتی بگذره ( از همه بخاطر کانت هاشون توی این مدت مرسی ).. شاید یه چیزایی رو .......
فعلآ‌ باید ببینم چه چیزایی که گذشت رو می تونم بگم .. می دونین که همه حرفای که آخه گفتنی نیست !
توی این مدت خیلی از حرفام رو یه جای دیگه می نوشتم .. شاید به سرم زد و یه دفع هم رو اووردم اینجا..همینطوری! فقط برای خندیدن به دیوونگی هام !












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org