توی اورکات یکی


توی اورکات یکی از بچه های پنجم دبستان رو پیدا کردم...آبتین .. البته الان شده آقا آبتین ..
بعد از ۱۰ سال ... واقعآ آدم اگه به آدم نرسه کوه به کوه می رسه ..وقتی عکسش رو دیدم چشام گرد شده بود .. خدایـــا .. این همون پشت سریه منه ؟؟؟‌حالا قرار بعد از امتحانا یه حالی بهم بدیم و ببینیم هم رو .. نفس آدما هیچ تغییری نمی کنه ..

از اورکات زیاد خوشم نمی آد ... چرا خوشم نمی آد ؟؟‌ معلومه .. آخه خیلی تابلو می تونن آمار آدم رو در بیارن..مخصوصآ توی دانشگاه و محل .. ولی بی خیال.....واسه کی مهمه ؟!؟!؟

اورکات هم واسه خودش فرهنگی داره برای استفاده کردن...البته واسه ما ایرانی ها نه .. اگه هم داشته باشه اینقدر فرهنگ آش و لاش داریم که باید اول به داد اونا برسیم ...

ولی خیلی جالبه .. معلومه هر کی چی کارس .. البته زیاد هم معیار درستی برای انتخاب دوست نیست .. اصلآ ‌نیست .. واسه خودش شده یه سرگرمی .. برای کسایی که چت کرد دیگه زده شون کرده ..

حالا که فعلآ اکانت ما توی اورکات ساسپند شده ... یعنی توقیفه .. نمی دونم چرا ؟!؟! اصلآ ارزونی خودشون ... ولی خدایــــــــــش .. چیزه جالبیه .. من که فعلآ چندتا از قدیمی ها رو پیدا کردم و آمار چند نفری رو هم درووردم ... ولی گذشته از شوخی وقتی که چندتا از بهترین دوستاتون رو بتونین بعد مدت ها پیدا کنین دیگه واستون اون سرگرمی ظاهری رو نداره ..

  |  حسین  |    |  ۶ تیر ۸۳
بسه ساکت نشستن

بسه ساکت نشستن در خونه ها رو بستن
از همه دل بریدن
دل به کسی نبستن
یالا پاشین بجنگین با این روزای ننگین
چه فایده داره اینجه حتی نشه بخندین

  |  حسین  |    |  ۱ تیر ۸۳
نمی دونم چرا این


نمی دونم چرا این چند روزه مثل بلانسبت ..... می خورم
منی که در عرض سه سال وزنم بین 65 تا 68 کیلو همش ضربان داشته توی این دو روزه
دو کیلو رفته روم.....وعده های غذام از سه تا در شبانه روز به پنج تا رسیده شایدم شش ها
دوباز صبحونه می خورم..
نمی دونم چم شده....
ناهار دو برابر می خورم و باز دو ساعت بعدش در یخچاله که هی باز و بسته می شه...
شام هم تقریبآ شده دو وعده...یکی با فوتبال یکی بی فوتبال.....

شاید بخاطر امتحاناس و اینکه درس می خونم...بازو خدارو شکر که فقط شب امتحان درس می خونم و گرنه اه می خواستم توی ترم هم درس بخونم الان دمبل هم می زدیم....
حال می کنم امشب ایتالیا آی از سوئد بخوره .. آی بخوره ... آی بخوره

تیم فقط انگلیس....بعدشم اسپانیا

  |  حسین  |    |  ۳۱ خرداد ۸۳
یه دفعه ساعت ۱

یه دفعه ساعت ۱ تصمیم گرفتیم بریم کوه....خلاصه بیچاره شدم یعنی ۴ ساعت دیگه بیدار باش... خواهر جان و دخترعمه جان تصمیم فرمودن بریم دارآباد..جاتون خالی..سر راه نون بربری (‌ما تا هفت طایفه اونورتر هیچ نسبتی با هموطنان ترک نداریم) خریدیم و ....
تنها مسئله خیلی تاسف آور این بود :
موقع برگشتن یه سری از بچه بسیجی های محترم پای کوه و دقیقآ همون جایی که همه برای رفتن بالا باید رد بشن یه بلنگو گرفه بودن دستشون و یکی فیلم برداری می کرد .
کسی که بلندگو دستش بود داد می زد :
۱.من بسیجی هستم و به آن فتخار می کنم .. مقام معظم رهبری
همه جماعت بلند :
الهم صلی علی محمد و ال محمد
۲. ورزش نمی دونم چی چی است .. مقام معظم رهبری
همه جماعت بلند :
الهم صلی علی محمد و ال محمد
۳.کوهنوردی باید در جامعه نمی دونم چی چی .. مقام معظم رهبری
همه جماعت بلند :
الهم صلی علی محمد و ال محمد
... زرشـــــــــــــــــــک....تازه بعد چند بار دیگه که اسم مقام معظم رهبری گفته شد و صدای صلوات بعدش بلند شد فهمیدم که تازگی ها مقام معظم رهبری جای پیامبر رو داره می گیره...اگه معنیش این نباشه پس ... یعنی چی؟؟؟

من دارم از اکتیویتی می ترکم....روزا شرکت IBM تا عصر..بعضی روزا دانشگاه برای ترم تابستون..۵شنبه ها سالن فوتبال یا جمشیدیه...جمعه صبحا کوه...جمعه غروب بدمینتون توی پارک ملت...خلاصه دوست ندارم اصلآ دچار روزمرگی بشم....
دیروز غروب خیلی بدمینتون حال داد....حاصلش ۲ تا تاول و یه کمر گرفته برای بنده و ...... یه آقاهه گفت : مگه شما دوتا با هم پدر کشتگی دارین...بعدشم که ساعت ۱۱ رفتیم بالای سعادت آباد و پارک پرواز برای نفس کشیدن....
اگه کسی برای کوه پایه هست بگه...

  |  حسین  |    |  ۲۸ خرداد ۸۳
فردا امتحان شبکه

فردا امتحان شبکه ... وضعیت خدااااااااااااااااااااااااااس ....توپم...روی 18 کمتر حساب نمی کنم
البته اگه خدا بخواد

  |  حسین  |    |  ۲۷ خرداد ۸۳








   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org