ساعت 8.45

ساعت 8.45 امتحان آخر رو هم دادم..سه تا سوال تاریخ اسلام که توی 2/5 ورق نوشتم

دیشب به یاد قدیم مدیما رفتیم پارک قیطریه ... چیزی که جالب بود اینکه شب کنکور بود و کلی بنده خدا یا از کنکور امروزشون حرف می زدند یا از کنکور فرداشون...واسه خودشون دنیایی دارن...همون دنیایی که ما داشتیم یه زمانی

دنیا عوض نمی شه این ماییم که جامون رو داریم می دیم بهم .. همینه دیگه..چه خوشمون باشه چه خوشمون نباشه یه دوره تمام می شه و دوره جدی تری شروع می شه .. اینقدر جدی تر و جدی تر می شه که آخرش ....
جدی تر از مردن کسی سراغ داره ؟؟؟؟

امروز صبح هم بعد فکر کنم یه سال باز رفتم کوه .. با صادق جان البته .. هنوز اونقدر پیر نشدم و می تونم همون قانون همیشگی رو رعایت کنم ... قانون اینکه کسی نباید جلوت بره بالا ... یعنی کسی جلوه آدم باشه .. واسه خودش یه انگیزه است .. یه قانون ...

قانون خوبی واسه زندگی .. مخصوصآ اگه سربالایی رندگی باشه












   
   
© 2005-2006  All Rights Reserved www.karebad.org